يره يادش بخير زمان خاتمي 50 تومن مِدادي دو كورس باهِش تاكسي سِوار مُشدي.
اوو تو چرا زمان شاه رِ نِمِگي… او موقه كه مو با پينجا تومن مِرَفتم مسافرت.
اگه بُخواد به او بشه كه مو خيلي قبل تر يادُمه… مو يادُم ميه 2 سالم بود ننه بابام جولوم كاراي بي ادبي مِكردن فك مكردن مو نِمِفهمم ولي الان خوب يادُمه.
برو يره اي كه چيزي نِمِره در مقابل حافظه مو… مو يادم ميه كه تو كمر بابام بهم مگفتن اصغر تيزه، هميشه تو مسابقه دو بين سيصد ميليون اسپرم نفر اول مُشدم يره يادش بخير چه دوران شيريني بود همه بهم احترام مذاشتن ، چه زود گذشت.
باز مو يادُم ميه توي يه علفي بودُم بعد يه گوسفنده آمد موِر خورد رفت پاي يه درخت سيب مور ريد بعد رفتم تو درخت، سيب شدم بعد بابام سيبه رِ خورد بعد رفتم تو كمرش حالا يم در خدمت شمايم.
حالا اينارِ ولش كن ايي اتوبوس خ….ته كي ميه موردِم از سرما.
گفتي سرما، يادش بخير تو كمر بابام چقدر جام گرم بود.
يره مو چقدر يادمه
2011/05/05 در 1:11 ب.ظ. (طنز)
Tags: داستان كوتاه طنز